تبليغاتX
بوسه

بوسه اسم است ، چون عمومي است .

بوسه فعل است ، چون هم لازم است، هم متعدي .

بوسه حرف تعجب است ..

 چون اگر ناگهاني باشد ، طرف مقابل را مات و مهبوت مي کند .

بوسه حرف ربط است ، چون دو نفر را به هم متصل مي کند ...

پس نمي توني ديگه شکايت کني ...

چون من الان دارم تمرين دستور زبان مي کنم ....

بوس بوس بوس ... ( بوس در سه زمان !! )

* نوشته شده توسط بهروز در 86/10/10 و ساعت |

آواره ام ... کوچه به کوچه

نام تو بر لبم ... عشق تو در دلم

دیوانه ام ... مستم ... خرابم ... 

عاشقم ... مستم ... خرابم .... دیوانه ی دیوانه ام

نام تو بر لبم .. عشق تو در دلم ...

عشق من و خدای من ... هم درد و هم دوای من

دوستت دارم ...

                         دارم ... تو را ... دوستت ....

* نوشته شده توسط بهروز در 86/10/01 و ساعت |

از دست غمت خیمه به میخانه زدم باز

با یاد لبت بوسه به پیمانه زدم باز

در ساغر می ، جلوه چشمان تو دیدم

دیوانه شدم ، نعره مستانه زدم باز

b0use blog

* نوشته شده توسط بهروز در 86/09/23 و ساعت |

b0use blogfa

 

 

نبودنت را ، اگرچه سال‌هاست به جشن نشسته‌ام

اما

بودنت اتفاقی دیگر است ...

من مسافر پاییزم

و تو دوشیزه‌ی ِ مهر

دختر ِ روزهای ِ اردیبهشت .

 

 

             من با نخستين نگاه ِ تو آغاز شدم….

* نوشته شده توسط بهروز در 86/09/21 و ساعت |

وقتی تو نیستی b0use

 

نه هست های ما

 

چونانکه بایدند

 

                  نه بایدها … 

 

مثل همیشه ... آخر حرفم

 

     و حرف آخرم را

 

                           با بغض می خورم  .. .

 b0use

روز بی تو شب است

و شب ...

   (که نمی‌دانم)

          تو که شبیه ترینی به خورشید.......................  

* نوشته شده توسط بهروز در 86/09/16 و ساعت |

هنوز هم چشمانم، نگاهت را؛ بوسه بلاگ

نگاهت، لبانم را؛ و لبانم، لبانت را نشانه ميرود

 

در طلب يک بوسه ...

 

 

                هنوز هم زيباست ، انتظار آغوشت را کشيدن  ...

                      

 

 

                                           حتّي زيباتر از گذشته

* نوشته شده توسط بهروز در 86/09/14 و ساعت |

يادم باشد حرفي نزنم که به کسي بر بخوردkissing
نگاهي نکنم که دل کسي بلرزد

خطي ننويسم که آزار دهد کسي را

که تنها دل من ؛ دل نيست ....

يادم باشد

گره تنهايي و دلتنگي هر كس
فقط به دست دل خودش باز مي شود


يادم باشد

هيچگاه لرزيدن دلم را
پنهان نكنم تا تنها نمانم ....

* نوشته شده توسط بهروز در 86/09/01 و ساعت |

همیشه

        از شروع

                   تا  

                    پایان

     همراهم باش ، نــــــــــــــــه آغازی برای پایانم .

 

راستی به سایت دوست گلم بردیا هم یه سر بزنین واقعا عالی مینویسه ....

 

* نوشته شده توسط بهروز در 86/08/01 و ساعت |

شعری عاشقانه از یک دالتون ! :

 

توي سرماي زمستون

                رو بخار پشت شيشه

                        اسمتو نوشتم اما ...

                ميدونم بي تو نميشه  ( وای وای وای ! )

      ميدونم كه با تو بودن ، يه هواي ديگه داره

      اين دل عاشق و تنها ، طاقت دوري نـداره

              همه ي شعرامو خوندم

                  كــــــه تو برگردي دوباره

آخه اين دلم بجز تو ، هيچ كسي رو دوست نداره ...

* نوشته شده توسط بهروز در 86/07/25 و ساعت |

این متن تنها یک نوشته ساده برای این پست است  . نقطه

الزاما ،صد البته ، اجبارآ ... نباید فکر کنید که من ، به کسی دلبسته ام ...!  نقطهبوسه بلاگ

بخوانید و لذت ببرید . نقطه !!!!!

( یاد دالتونا افتادم . مخصوص آوریل که خیلی کاراش بامزه بود ! ) 

 

دنیا مثل بازی گل یا پوچه 

                                با تو گله 

                                          بی تو پوچه  ...

دیگه مطمئن شدم ، هیچ قلبی ،

هیچ قلبی ...

توی دنیا برای من نمی تپه 

                    حتی قلب خودم !!!

چون اونم برای تو .. .

فقط

      برای تو 

                می تپه ....

(فقط از این متن خوشم اومد گذاشتم اینجا

به خدا دلم واسه کسی نمیتپه !!!! ) 

* نوشته شده توسط بهروز در 86/07/12 و ساعت |

عشق هميشه بر در خانه ام مي كوبد

هميشه ؛ پاي برهنه مي دوم .

از ميان معجون حياط .

شكوفه و برگ و نسيم .Booooose

 

و انجيري كه هميشه بر درختش نارس مي ماند .

عشق سراغ همسايه را مي گيرد .

برمي گردم ودوباره ،

كنار ساعت ِ ساكتم مي نشينم .

...  تنها خرده اي برگ ،

به پاهايم چسبيده است . اين است نصيب من از عشق ، اين است سرنوشت

و اين است .... نه ، نه ، نبايد اينو بگم . آخه خدايي بالا سرم هست كه هميشه به يادمه پس بازم صبر ميكنم و با هر بار زنگ در منتظر ميمونم تا بالاخره نوبت منم برسه .

پس تا اون موقع .............

* نوشته شده توسط بهروز در 86/07/07 و ساعت |

وقتي يه بار ازدوست دخترت يا پسرت ضربه مي خوري ،

درست مثل اين مي مونه که با ماشين بهت زده و داغونت کرده ...

ولي وقتي مي بخشيش درست مثل اين مي مونه که بهش فرصت دادي

تا دنده عقب بگيره و دوباره از روت رد بشه تا مطمئن بشه چيزي ازت نمونده ...

نارفیق...

* نوشته شده توسط بهروز در 86/07/06 و ساعت |

قلک بغض هایم را که بشکنم

باز ...                                                        بوسه

ناز تو را

خواهم خرید !!

و یک بسته مداد رنگی

و با هر رنگش

باز ...

ناز تو را

خواهم کشید !!!

* نوشته شده توسط بهروز در 86/07/04 و ساعت |

باز باران بي ترانه ، گريه هايم عاشقانه
مي خورد بر سقف قلبم ، ياد ايام تو داشتن
مي زند سيلي به صورت  
باورت شايد نباشد ، مرده است قلبم ز دستت 
فكر آنكه با تو بودم ، با تو بودم شاد بودم
توي دشت آن نگاهت ، گم شدن در خاطراتت ...

b0use blog

* نوشته شده توسط بهروز در 86/07/02 و ساعت |

اولین بوسه

...

دومین بوسه

 

...

پنجمین بوسه

به بوسه‏ی دهم نرسیده ، تو را خواب کرده‏ام

 و به این می‏اندیشم ، آیا شبی خواهد رسید ...

 که بتوانم بیش از ده بار تو را در بیداری ببوسم ؟

کاش میشد دوباره تو رو ببوسم ...

الهی دست به هر چی میزنین بنزین بشه ...

بابا یه نظر بدین منم دلم خوش باشه ....

* نوشته شده توسط بهروز در 86/07/01 و ساعت |
یه چند بیت شعر خوشگل میذارم ... جون من نظر نگفته نری ها ...!

گر تو بر آفریده های خلقت بنگری نقش برتر آفرینش ... دختر

با نگاه  نازک صنعت گری

آنکه از هر نقشی آنجا برتر است

صورت افسانه ساز دختر است

دختر ای زیباترین نقش جمال

هان ، جمال خود بیارای از کمال

موافقاش دستا بالا !!!!

شمردما ... ۱نفر ۲نفر ....

* نوشته شده توسط بهروز در 86/06/31 و ساعت |

وقتی خاطره های آدم زیاد میشه در و دیوار اتاقش پر از عکسای اون لحظه ها میشه ،

اما همیشه دلت واسه اونی تنگ میشه که نمیتونی عکسشو به دیوار بزنی ...

 

یاد بوسه از اون نامرد افتادم ....

* نوشته شده توسط بهروز در 86/06/11 و ساعت |
بوسه يعني وصل شيرين دو لب           بوسه يعني خلسه در اعماق شب  

بوسه يعني مستي از مشروب عشق         بوسه يعني آتش و گرماي تب

بوسه يعني لذت از دلدادگي                      لذت از شب , لذت از ديوانگي

بوسه يعني حس طعم خوب عشق           طعم شيريني به رنگ سادگي

بوسه آغازي براي ما شدن                         لحظه اي با دلبري تنها شدن

بوسه سرفصل كتاب عاشقي                        بوسه رمز وارد دلها شدن

بوسه زنم بر آن دست که بر من عاشق تنها کمی غمناک گشت

* نوشته شده توسط بهروز در 86/06/11 و ساعت |
به دلیل نداشتن مطلب جالب ! فقط عکس گذاشتم ...

B0use

* نوشته شده توسط بهروز در 86/06/10 و ساعت |
با اینکه میدونم ربطی به موضوع وبلاگ 

نداره اما بد نیست یه سر اینجا برین ...

  ****  رایگانت ****

* نوشته شده توسط بهروز در 86/05/29 و ساعت |
از نگاه سبز تو آيینه ي فرداي من
آبي چشمان تو زيبايي درياي من
مثل گلهاي غزل مثل کبوترهاي عشق
غرق شادي مي شود با ياد تو روياي من
نوبهار زندگي يک فصل از لبخند توست
خنده ات را دوست دارم اي گل زيباي من

دستات توی دست من ... لبت روی لب من ... با من چشماتو ببند ..

* نوشته شده توسط بهروز در 86/05/29 و ساعت |
بوسه بر دست: من تو را می پرستم!!!

بوسه بر گونه: من فقط می خواهم دوست تو باشم

بوسه بر چانه: تو جذاب هستی!

بوسه بر گردن: من تو را می خواهم

بوسه بر لب: من عاشق تو هستم

بوسه بر گوش: اجازه بده سرگرم باشیم!!!

* نوشته شده توسط بهروز در 86/05/28 و ساعت |
لطفا بگین نظرتون درباره این عکس چیه ؟

nazar

* نوشته شده توسط بهروز در 86/05/26 و ساعت |

سرمايه ي عمر آدمي يك نفس است

و

 آن يك نفس از براي يك هم نفس است .

اگر

نفسي با نفسي هم نفس است ،

آن يك نفس از براي يك عمر بس است .

* نوشته شده توسط بهروز در 86/05/25 و ساعت |
شرابي از لبت در جام كردي
مرا با بوسه شيرين كام كردي
دلم آهوي وحشي بود و او را
ندانم با چه افسون رام كردي ...

boose

* نوشته شده توسط بهروز در 86/05/06 و ساعت |
خوشاصبحی که چون از خواب خیزمb0use

به آغوش تو از بستر گریزم 

گشایم در به رویت شادمانه

رخت بوسم به پایت گل بریزم ...

* نوشته شده توسط بهروز در 86/04/17 و ساعت |

اون چشای روشن داشت          اون یکی رو جز من داشت

من تو حسرت موندن                اون خیال رفتن دشت

اون یهو با من بد شد                از کنار من رد شد

من یا تازه وارد؟ اون                  بینمون مردد شد

اون چشای روشن داشت          اون یکی رو جز من داشت

قلبمو بهم  پس داد                  پیش من با اون دس داد !!

bouse

* نوشته شده توسط بهروز در 86/04/15 و ساعت |

خیال بود و بر او بوسه میزدم به خیال

چو گل که بوسه زند ماهتاب بر چمنش

امید رفته و دیرینه یار ، گمشده بود !

که بخت ، بار دگر رانده بود ، سوی منش ...

لبش به بوسه گرفتم شبی دراز و هنوز 

چه نوشها که به لب دارم از لب و دهنش  !

B0use

* نوشته شده توسط بهروز در 86/04/14 و ساعت |

 چت باکس بوسه

چت باکس بوسه