تبليغاتX
بوسه
 N.N
* نوشته شده توسط بهروز در 86/01/25 و ساعت |

عيب کار اينجاست که من

 '' آنچه هستم '' را با '' آنچه بايد باشم ''

          اشتباه مي گیرم ،

خيال ميکنم آنچه بايد باشم هستم ،

در حاليکه آنچه هستم که نبايد باشم ...

NN

* نوشته شده توسط بهروز در 86/01/20 و ساعت |

شگفتـــــــا
وقتي کـــــه بــــود ، نمــــي ديدم
وقتي مي خــــوانــــد ، نمي شــنـــــيــــدم
وقــــتــــي ديــــــدم ... کـــه نــــــبــــــود
وقتي شنــــــــيـــدم ....که نــخــــوانـــــــد

و حال افسوس و صد افسوس که دیر شد ....

I\IN 

* نوشته شده توسط بهروز در 86/01/20 و ساعت |

ببين كه چگونه لبهاي ساكتم در شهوت بوسيدن

لبهاي معصوم تو سكوت كرده اند ، شاخه گل سرخي

به روي چشمانت ميگذارم و با چشماني بسته

براي اولين بار تو را ميبوسم ،

آن هنگام كه هر دو در شهوت تن غرق بوديم

ديدي كه خداوند ميخنديد ، خداوند خوشحال شده بود ،

خداوند خوشحال شده بود .

پس بيا نترسيم و تا ابد لبهايمان را به هم گره بزنيم  ...

                                تا ابد  

* نوشته شده توسط بهروز در 86/01/16 و ساعت |

 چت باکس بوسه

چت باکس بوسه