تبليغاتX
بوسه
خوشاصبحی که چون از خواب خیزمb0use

به آغوش تو از بستر گریزم 

گشایم در به رویت شادمانه

رخت بوسم به پایت گل بریزم ...

* نوشته شده توسط بهروز در 86/04/17 و ساعت |

اون چشای روشن داشت          اون یکی رو جز من داشت

من تو حسرت موندن                اون خیال رفتن دشت

اون یهو با من بد شد                از کنار من رد شد

من یا تازه وارد؟ اون                  بینمون مردد شد

اون چشای روشن داشت          اون یکی رو جز من داشت

قلبمو بهم  پس داد                  پیش من با اون دس داد !!

bouse

* نوشته شده توسط بهروز در 86/04/15 و ساعت |

خیال بود و بر او بوسه میزدم به خیال

چو گل که بوسه زند ماهتاب بر چمنش

امید رفته و دیرینه یار ، گمشده بود !

که بخت ، بار دگر رانده بود ، سوی منش ...

لبش به بوسه گرفتم شبی دراز و هنوز 

چه نوشها که به لب دارم از لب و دهنش  !

B0use

* نوشته شده توسط بهروز در 86/04/14 و ساعت |
همه مي گويند  >و< حرف ربط است ..

اما من مي گويم >و< حرف بي ربطي است ...

بين من >و< تو .

b0use

* نوشته شده توسط بهروز در 86/04/12 و ساعت |

 چت باکس بوسه

چت باکس بوسه