به آغوش تو از بستر گریزم
گشایم در به رویت شادمانه
رخت بوسم به پایت گل بریزم ...
به آغوش تو از بستر گریزم
گشایم در به رویت شادمانه
رخت بوسم به پایت گل بریزم ...
اون چشای روشن داشت اون یکی رو جز من داشت
من تو حسرت موندن اون خیال رفتن دشت
اون یهو با من بد شد از کنار من رد شد
من یا تازه وارد؟ اون بینمون مردد شد
اون چشای روشن داشت اون یکی رو جز من داشت
قلبمو بهم پس داد پیش من با اون دس داد !!

خیال بود و بر او بوسه میزدم به خیال
چو گل که بوسه زند ماهتاب بر چمنش
امید رفته و دیرینه یار ، گمشده بود !
که بخت ، بار دگر رانده بود ، سوی منش ...
لبش به بوسه گرفتم شبی دراز و هنوز
چه نوشها که به لب دارم از لب و دهنش !

اما من مي گويم >و< حرف بي ربطي است ...
بين من >و< تو .

|
چت باکس بوسه |