تبليغاتX
بوسه

شعری عاشقانه از یک دالتون ! :

 

توي سرماي زمستون

                رو بخار پشت شيشه

                        اسمتو نوشتم اما ...

                ميدونم بي تو نميشه  ( وای وای وای ! )

      ميدونم كه با تو بودن ، يه هواي ديگه داره

      اين دل عاشق و تنها ، طاقت دوري نـداره

              همه ي شعرامو خوندم

                  كــــــه تو برگردي دوباره

آخه اين دلم بجز تو ، هيچ كسي رو دوست نداره ...

* نوشته شده توسط بهروز در 86/07/25 و ساعت |

این متن تنها یک نوشته ساده برای این پست است  . نقطه

الزاما ،صد البته ، اجبارآ ... نباید فکر کنید که من ، به کسی دلبسته ام ...!  نقطهبوسه بلاگ

بخوانید و لذت ببرید . نقطه !!!!!

( یاد دالتونا افتادم . مخصوص آوریل که خیلی کاراش بامزه بود ! ) 

 

دنیا مثل بازی گل یا پوچه 

                                با تو گله 

                                          بی تو پوچه  ...

دیگه مطمئن شدم ، هیچ قلبی ،

هیچ قلبی ...

توی دنیا برای من نمی تپه 

                    حتی قلب خودم !!!

چون اونم برای تو .. .

فقط

      برای تو 

                می تپه ....

(فقط از این متن خوشم اومد گذاشتم اینجا

به خدا دلم واسه کسی نمیتپه !!!! ) 

* نوشته شده توسط بهروز در 86/07/12 و ساعت |

عشق هميشه بر در خانه ام مي كوبد

هميشه ؛ پاي برهنه مي دوم .

از ميان معجون حياط .

شكوفه و برگ و نسيم .Booooose

 

و انجيري كه هميشه بر درختش نارس مي ماند .

عشق سراغ همسايه را مي گيرد .

برمي گردم ودوباره ،

كنار ساعت ِ ساكتم مي نشينم .

...  تنها خرده اي برگ ،

به پاهايم چسبيده است . اين است نصيب من از عشق ، اين است سرنوشت

و اين است .... نه ، نه ، نبايد اينو بگم . آخه خدايي بالا سرم هست كه هميشه به يادمه پس بازم صبر ميكنم و با هر بار زنگ در منتظر ميمونم تا بالاخره نوبت منم برسه .

پس تا اون موقع .............

* نوشته شده توسط بهروز در 86/07/07 و ساعت |

وقتي يه بار ازدوست دخترت يا پسرت ضربه مي خوري ،

درست مثل اين مي مونه که با ماشين بهت زده و داغونت کرده ...

ولي وقتي مي بخشيش درست مثل اين مي مونه که بهش فرصت دادي

تا دنده عقب بگيره و دوباره از روت رد بشه تا مطمئن بشه چيزي ازت نمونده ...

نارفیق...

* نوشته شده توسط بهروز در 86/07/06 و ساعت |

قلک بغض هایم را که بشکنم

باز ...                                                        بوسه

ناز تو را

خواهم خرید !!

و یک بسته مداد رنگی

و با هر رنگش

باز ...

ناز تو را

خواهم کشید !!!

* نوشته شده توسط بهروز در 86/07/04 و ساعت |

باز باران بي ترانه ، گريه هايم عاشقانه
مي خورد بر سقف قلبم ، ياد ايام تو داشتن
مي زند سيلي به صورت  
باورت شايد نباشد ، مرده است قلبم ز دستت 
فكر آنكه با تو بودم ، با تو بودم شاد بودم
توي دشت آن نگاهت ، گم شدن در خاطراتت ...

b0use blog

* نوشته شده توسط بهروز در 86/07/02 و ساعت |

اولین بوسه

...

دومین بوسه

 

...

پنجمین بوسه

به بوسه‏ی دهم نرسیده ، تو را خواب کرده‏ام

 و به این می‏اندیشم ، آیا شبی خواهد رسید ...

 که بتوانم بیش از ده بار تو را در بیداری ببوسم ؟

کاش میشد دوباره تو رو ببوسم ...

الهی دست به هر چی میزنین بنزین بشه ...

بابا یه نظر بدین منم دلم خوش باشه ....

* نوشته شده توسط بهروز در 86/07/01 و ساعت |

 چت باکس بوسه

چت باکس بوسه