باز باران بي ترانه ، گريه هايم عاشقانه
مي خورد بر سقف قلبم ، ياد ايام تو داشتن
مي زند سيلي به صورت
باورت شايد نباشد ، مرده است قلبم ز دستت
فكر آنكه با تو بودم ، با تو بودم شاد بودم
توي دشت آن نگاهت ، گم شدن در خاطراتت ...

* نوشته شده توسط بهروز در 86/07/02 و ساعت
|

