تبليغاتX
بوسه - درخت انجیر .....!

عشق هميشه بر در خانه ام مي كوبد

هميشه ؛ پاي برهنه مي دوم .

از ميان معجون حياط .

شكوفه و برگ و نسيم .Booooose

 

و انجيري كه هميشه بر درختش نارس مي ماند .

عشق سراغ همسايه را مي گيرد .

برمي گردم ودوباره ،

كنار ساعت ِ ساكتم مي نشينم .

...  تنها خرده اي برگ ،

به پاهايم چسبيده است . اين است نصيب من از عشق ، اين است سرنوشت

و اين است .... نه ، نه ، نبايد اينو بگم . آخه خدايي بالا سرم هست كه هميشه به يادمه پس بازم صبر ميكنم و با هر بار زنگ در منتظر ميمونم تا بالاخره نوبت منم برسه .

پس تا اون موقع .............

* نوشته شده توسط بهروز در 86/07/07 و ساعت |

 چت باکس بوسه

چت باکس بوسه