شعری عاشقانه از یک دالتون ! :
توي سرماي زمستون
رو بخار پشت شيشه
اسمتو نوشتم اما ...
ميدونم بي تو نميشه ( وای وای وای ! )
ميدونم كه با تو بودن ، يه هواي ديگه داره
اين دل عاشق و تنها ، طاقت دوري نـداره
همه ي شعرامو خوندم
كــــــه تو برگردي دوباره
آخه اين دلم بجز تو ، هيچ كسي رو دوست نداره ...
* نوشته شده توسط بهروز در 86/07/25 و ساعت
|
